X
تبلیغات
رایتل

روستای خانقاه

اجتماعیُ فرهنگی ُتاریخیُ مذهبیُ...

رمضان امسال روستای ما


امسال تابستان و هواشو اگر در ورطه  ارزیابی قرار دهم ,حقیقتا نسبت به حال و هوای سال قبل همه چیز نیکوتر به نظر می رسد.پارسال بخاطرعدم بارش برف,تاثیر زیادی برروی جغرافیای منطقه به چشم میخورد.اما امسال بخاطر الطاف پروردگار هستی بخش به خاطر برفهای سرشار زمستان سال گذشته, رودخانه ها سرشار از هارمونی ریاحین آب میباشند که با داوودی ترین نغمه های پرنده گان پاک طینت ,طنین سبزی را بر قلب(داریکه لان ) پهن کرده اند. امروز 22/4/1391 میباشد, و من درگیر امتحانات طاقت فرسای ترم دوم میباشم.یگانه دلیلی که این امید رابه من داده که با قوت درسهارو بخوانم وبه سرمنزل مقصود برسانم ,اندیشیدنم به تحولات هفته آینده میباشد.

در آخر این هفته میخواهیم به مهمانی برویم . زیبایی این ضیافت اول به این هست  که صاحب آن هرساله که به منزلشان میرویم ,نهایت محبتش را نثار مهمانان دور و نزدیکش میکند  دوما اینکه صاحب مهمانی ازکسانی نیست که فقط دو روز به مهمانهایش روی خوش نشان بدهد , بالعکس صاحب ضیافت دارای وسعت قلب بی کرانیست که قلم زبان در وصف آن تهی ازمرکب میشود. فکر کنم همه ما صاحب این جشن بزرگ را به کرات شناخته باشیم,چراکه همگان به اتفاق من مهمان این وجود روحانی بوده و هستیم . ایشان ارباب کائنات , یگانه برهان و ماورای علت ,الله متعال میباشند . دو روزی هست که امتحانات تمام گشته  و به دیار خویش برگشته ام . به دیار رمضان , به جایی که بی شک مردم درین ماه  به نیکوترین شیوه ممکن به  استقبال این مهمانی بزرگ میروند. از کوی و برزن روستا(ده گا) شمیم اطاعت و بنده گی به مشام میخورد. سینه سخت سنگهای سنگ فرش ده نرم تر گشته است,نمیدانم شاید به یمن حضور رمضان  قلب آدمی نیز نرم میگردد,چه برسد به تخت سنگی نرم؟؟؟ امشب کانالهای عربی حلول ماه را به جامعه موحدین تبریک گفتند . اهالی خانقاه نیز با برسمیت شناختن قبله مسلمین و تصمیمات مذهبیش در هر آن , سحر(پارشیو) با آواز داوودی (صه لات) مصطفی ویسمرادی که اشعاری در مدح و ثنای خداوند اعلی مرتبه بود ,به بجا آوردن این فریضه دینی پرداختند.  امروز ظهر که به مسجد ده رفتم غلغله ای بود باور نکردنی.  کوچک و بزرگ ,پیر و جوان, هر کدام گوشه ای را اختیار نموده  وبا احساسی سرشار از بنده گی  به  تلاوت یگانه قانون گذارهستی, گسیل میشدند.اهالی خانقاه پس از خواندن نماز دسته دسته کنار هم جمع گشته , و هرکدام راجع به اینکه امسال نیز رافت الهی شامل حالشان میگردد که دراین تابستان فریضه شان را بجا بیاورند, صحبت میکردند.


به لطف خداوندی ,خلق اولین روز ماه رمضان را با اذان (کاک غه فووری موحه مه د پوور) افطار نمودند.حلیم فروشی های پاوه هم مملوء از کسانی بود که جهت خرید حلیم به آنجا آمده بودند.امشب با اقامه اذان عشاء به مسجد رفتم.مردم داخل حیاط مسجد جمع شدند و با گفتن (مرحبا مرحبا یا شهرالرمضان مرحبا)و (یاحنان یامنان ) نمازهای تراویح هم بر پا گشت . گوشه چشمی نیز که به صف اول انداختم ,تنی چند از پیر مردهای ده مان را دیدم که  عبادت میکنند. اینان نواده گان  مغان و موبدانیند  که در (هاته ژگا و قه لا گاوران)نور را بسبب پاک بودنش واسط خود و اهورامزدا قرارداده وبه عبادت میپرداخته اند. و امروز به مذهب اسلام گرویده اند.          گزارش توصیفی رمضان امسال

گزارش توصیفی رمضان امسال                                                                 


که س حالیش نه بیو هیچش نه فاما____ئاد په ی چش ویه رد,ئید په ی چش ئاما          

        

(کاکه حسه ینی ره حیمی – کاک صه فای نادری-لالو عه ودلای زاوه ری چه نیو مامو هه سه نی)  کسانی بودند که  نماز را در صف اول بپا داشتند. اخیرا هم ماموستا فتح الله حسین زاده  بعنوان امام جماعت مسجد بالا انتخاب شده اند, شخصی که محاسن نیکویش  نه بسبب آسیاب زر و سیم, بلکه دراندوه فردای دین و قیامت و خوف وعده معاد سپید گشته است. علامه ایکه به حقیقت پیکره ای ازخلوص و راستیست. امشب نماز تراویح به امامت ایشان اقامه شد, پس از نماز مردم به منزل اقوام و آشناهایشان رفته , و این رسم کهن خانقاهی را حتی در این ایام پاس میداشتند. چند روزی از ماه رمضان میگذرد, امروزنیزنزدیکی های ظهر همچون روزهای گذشته, برای نماز به مسجد رفتم. عده کثیری از بچه های روستا از محله (بازی تا کوجیه و باسام به گی) و بچه های (باخوو حه مه ته قی) همگی آمده بودند برای تمرین سرود. آقای ویسمرادی هم سعی در منسجم کردن آنان میکرد . گاه گاهی نوای دف چنان بلند میگشت که  تن نحیف ما راهم به وجد می آورد.

نزدیک های عصر با برخی دیگر از دوستان رهسپار مسجد شدیم و در محضر (ماموستا سیدقادر) تلمذ کرده و زانوی ادب بر زمین گذاردیم , تا بسبب علم و دیانتش از ایشان بهره ها ببریم.                               

  نیست برلوح دلم جز الف قامت دوست___چه کنم حرف دگر یاد نداد (استادم)    

 نکته جالب دیگری نیز هست که آوردنش بر زبان خالی از لطف نمیباشد  , امسال (صه لاتوو پارشیوی) توسط طلاب مسجد خوانده نمیشود,بلکه بصورت چرخشی توسط(مصطفی ویسمرادی-ارکان حیاتی-سوران فیضی-رامین بابایی- کیانوش مراد ویسی) اجرا میشود. بطوری که در کوی و برزن همگان صحبت از این خلاقیت بجا میکنند,که نشان از رضایت اهالی ده میباشد.

 امامت نماز تراویح نیز درروستای ما انحصاری نیست ،امامان جماعت مساجد با تواضع کامل گاه گاهی امامت نمازتراویح رابه قاریان وکسانی که قرآن را صحیح ودلنشین می خوانند واگذار می کنند باید یاد آور شوم خانقاه(ته کیی) حاج شیخ نجیب هم حالو هوای خاص خود را داراست .برخی ازجوانان ده به آنجا رفته  وبه ذکر(لااله الاالله) میپردازند و سعی در تزکیه روح و جوهر جانشان میکنند. امروز با تنی چند از دوستان به جاده (ده ر موور) رفتم , دوستانم از شعری سخن به میان آوردند که توسط (کاک صه فای ره حیمی) سروده شده بود.چشمه ای روشن , از روانی زلال ,که به جویبار مدح  خداوند باریتعالی رهنمون میگشت. ایشان  هر از چند گاهی به نیکویی  طبع آزمایی میکنند و از چنته ادبش مشتی سیم قافیه به عشاق پیش کش میکند (تنش به ناز طبیبان نیازمند مباد . . . . )پانزده روز از ایام فرخنده رمضان میگذرد,برای بجا آوردن نماز جمعه به مسجد رفتم,همان بهتر که زودتر از اهل ایمان به آنجا وارد گشتم ,آخر به حدی جمعیت وارد شده بود که اهالی ده شانه درشانه یکدیگر کنار هم نشسته بودند. پس از نماز قصد ترک مسجد را نمودم , خواستم از در پشتی به کوچه (هانه کوره گا) وارد شوم. چون وارد کوچه ده شدم , کوی و کوچه شلوغ بود, و در این ازدحام بویی خوش مشامم را نوازش کرد. نزدیک تر که رفتم دو عدد قابلمه بزرگ(تیانی روحینی) را دیدم که دورو برش را تنی چند از زنان با ایمان گرفته بودند. هیچ کس بی تعهد نبود, هر یک وظیفه ای را اختیار کرده بودند . از بوی خوش آش و نعناع اراده ما به تزلزل می انجامد, بهتر آنست که تا مراد ابلیس را بر آورده نکرده ایم   از آنجا فارغ شویم . غروب که خورشید  نقاب کوهستان بر رخ کشید , آش را بین روزه داران عرضه کردند. سپاس خدای عزوجل را که این سرمایه بی رنگ را(همبستگی) به خانقاهیان ارزانی داد.




امشب برای نماز عشائ به مسجد وارد گشتم ,ته دلمان سنگین گشت ,انگار دلمان میدانست امشب (الوداع الوداع یا شهر الرمضان الوداعست)                                                          

   

 ئازیز دیاره ن واده ی لوامه ن ___ ئه لوه دای ئاخر ئه وه نامامه ن                       

ده وله ته که ی وه سل پا نه زه واله ن___ جاری ته ر دیده ی بالات مه حاله ن          

    

 جای همه آن کسانی که به عناوین مختلفی خارج از خانقاه هستند خالیست.بدرود. . . .     

تاریخ ارسال: دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:04 ق.ظ | نویسنده: مصطفی ویسمرادی | چاپ مطلب 0 نظر