X
تبلیغات
رایتل

روستای خانقاه

اجتماعیُ فرهنگی ُتاریخیُ مذهبیُ...

اسلام و نابسامانیهای فکری مسلمانان

جامعه غرب جامعه ای مادی گراست. جامعه غرب جامعه ای کافر به دین دارد. جامعه غرب جامعه ای پر از بی بند و باری است. جامعه غرب جامعه ای شهوتران که مردمانش می خواهند خود را از لحاظ جنسی ارضا کنند. جامعه غرب جامعه ای است که غیرت و ناموس برایشان مهم نیست.

این جملات شاید برایتان اشنا باشد. سالهای سال این جمله ها در جامعه مسلمانان تکرار شده به گونه ای که تا یک دهه پیش تصور اکثریت مردم در مورد غرب همین بود. من بالشخصه زمانی که شاهد این قضاوت ها هستم برای خودم و جامعه ام تاسف می خورم که می خواهیم خودمان را گول بزنیم با زدن برچسب های کافر- بی بند وبار و ...

می خواهیم عقب ماندگی های خودمان را توجیه کنیم و نمی خواهیم بپذیریم که ضعف واقعی از ماست و این جمله ها پایه و اساس اشتباه و تبلیغات سوء برای ما هستند خوشبختانه با وجود ماهواره و اینترنت در این یک دهه اخیر دیدگاهها به خصوص در اکثر جوان و تحصیلکرده بسیار تغییر کرده است . جامعه اروپا در قرون وسطی با درگیر کردن دین در مسائل سیاسیش جامعه ای اسف بار داشت به گونه ای که هر نوع جنایت و خیانتی در آن اتفاق می افتاد و کشیشان و اسقف های آن تمامی جنایات را با پشتوانه دین و ربط دادن آن به مسائل اعتقادی پنهان می کردند کسی هم جرات اعتراض نداشت. تصور کنید جامعه ای که در آن بهشت و جهنم را معامله می کردند دادگاههای تفتیش عقاید برگزار می کردند. اما سوال مهم اینجاست چه شد آن جامعه پر از تباهی به این جامعه شکوفا مبدل شد؟ یکی از مهم ترین دلایل آن جنگ های صلیبی با مسلمانان بود زمانی که اروپا در قعر بدبختی و بیچارگی می سوخت مسلمانان در اوج پیشرفت خود بودند سربازان صلیبی زمانی که وارد سرزمین های مسلمانان می شدند و این شکوفایی را مشاهده می کردند به بیچارگی خود پی بردند اما بر خلاف ما آنها از این جامعه عبرت گرفتند با استفاده از آثار و کتاب های دانشمندان مسلمان جامعه اروپا را دگرگون کردند. با قطع کردن دست های دین در مسائل سیاسی و اجتماعی و محدود کردن آن به کلیسا قدم مهم خود را برداشتند. مردمان این جامعه کمال استفاده را از مسلمانان کردند تا جایی که از خود ما پیشی گرفتند و جامعه غربی که اکنون می بینیم ساخته شد. اما جامعه های اسلامی با تکرار این جملات غرب را محکوم و وظیفه را از دوش خود ساقط می کنند. متاسفانه نقد بزرگ بر جامعه مسلمانان این است که بزرگانی مانند سید قطب و محمد قطب دو تا از نام آورترین متفکران و مبارزان اسلامی نه تنها در اصلاح این تفکر قدمی بر نداشته اند بلکه خود رواج دهنده آن بوده اند. من اینجا نمونه هایی از آن را با ذکر منابع عرض می کنم: محمد قطب در مورد آمریکا چنین می گوید" ای بسا در نظر غفلت ربودگان مشرق زمین ملت آمریکای شهوتران امروز بزرگتر از هر ملتی نمودار است زیرا این ملت آلوده به شهوت پرستی با وصف اینکه تن پرور است دارای قدرت و نفوذ است" اسلام و نابسامانیهای روشنفکران ص39 "مرد متمدن اروپایی هرگز نمی خواهد زحمت عیال و مسؤلیت زن و زندگی را بپذیرد. مرد اروپایی فقط از زن تن عریانی می خواهد بدون آنکه عاطفه او را به سوی خود جلب و یا عاطفه خود را به سوی او روانه نماید هر که می خواهد باشد و از هر کجا به دست می آید تا بار شهوتش را فرو نهد" اسلام و نابسامانیهای روشنفکران ص98 "مرد در محیط این گونه تمدن واژگون یک نوع جسم متحرک است مانند چهارپایان در هر رهگذری بدون مراعات هیچ گونه آداب و رسومی به هم جنس مادینه خود می پرد و تا می تواند اندوخته شهوتش را تحویل وی داده و مدتی خود را آرام و راحت می سازد و همچنین زن هم در پرتو این تمدن سیاه یک نوع جسم متحرکی است مانند یک حیوان این بار شهوت را تحویل می گیرد آن هم نه از یک شخص بخصوص بلکه از هر رهگذری که بتواند تحویل دهد"اسلام و نابسامانیهای روشنفکران ص99   "و تمامی آمریکائیان غرق در شهوت و بی بند و باری که هیچ قید و بندی برایشان ملاک نیست" سید قطب آمریکایی که من دیدم

این منطق و ادراک بزرگان دینی ما از جامعه غرب است. اکنون با خواندن اینگونه جملات و قضاوت های سطحی  انسان به بی پایه و اساس بودن آنها پی می برد شما خود قضاوت کنید آیا واقعا چنین است؟ اگر واقعا این چنین است این همه پیشرفت و صنعت و عدالت که ما پرچمدار آن هستیم از کجا آمده است. آیا دلیل گرایش مردم مشرق زمین برای زندگی در جامعه های غربی چیست. اگر وضعیت غرب این گونه است چرا آرزوی زندگی در غرب را داریم . چرا آمار فساد اخلاقی و اقتصادی در جامعه های اسلامی بیداد می کند. این است پاکدامنی و عدالتی که از آن صحبت می شود؟

اگر چنین باشد برای خودم به عنوان یک مسلمان متاسفم.

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:49 ب.ظ | نویسنده: مصطفی ویسمرادی | چاپ مطلب 0 نظر